در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آن‌چنان زیاد بود که حرکت آن در پس‌زمینه ستارگان تا سال 2005 که داده‌های مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشد در ژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی بنام مایکل ای براون Michael . E. Brown و چاد تراجیللو , Chad Trujillo و دیوید ال رابینوویتز  , David L. Rabinovitz  عکــسها وداده های مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد. دانشمندان ابتدا این سیاره را که یک کوتوله خاکستری ( قهوه ای ) بود سیاره ایکس نامیدند زیرا متوجه تغییراتی در مدار پلوتو شده بودند که ناشناخته بود و تصور می کردند باید جرمی آسمانی با جاذبه زیاد مثل یک کوتوله یا یک ستاره خورشیدی  بر مدار  پلوتو اثر گذاشته باشد و تا زمانی که آن را در سال 2003 مشاهده کردند نام آن جرم آسمانی را سیاره  ایکس نامیدند. در سال 2005 پس از مشخص شدن مدار سیاره ایکس و قمر آن، نام او را رسما اریس گذاشتند و پس از قوت گرفتن اخبار حرکت اریس مبنی بر حرکت آن به سوی زمین و بر اساس حکایات موجود در  کتیبه های سومریان و مصر باستان و نیز مایاها آین سیاره را UB 313  (نیبیرو)  نامیدند. UB 313  نام دیگر نیبیرو یا اریس است که در متون باستانی سومریان و کتیبه های آنان به چشم می خورد.

UB 313  طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار  UB 313  بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد. گفته می شود سیاره UB 313 یا نیبیرو هر  3600 سال یکبار وارد مدار  نزدیک به زمین می شود و باعث تغییرات آب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس از آب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق آمریکا یخ بزند. همچنین در اثر این نزدیکی ، اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند.

بر اساس نظریه دانشمندان  بطور فرضی حرکت  نیبیرو  را  در بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده اند. بر اساس این تصاویر در 15 ماه می سال 2011  نیبیرو در جنوبی ترین نقطه نسبت به زمین قرار دارد و فاصله اش با خورشید 6.4 واحد نجومی است و  به راحتی با چشم غیر مسلح در نیمکره جنوبی زمین  قابل رویت است در این مرحله نیبیرو  در روز بصورت ستاره ای کم نور و تاریک در کنار خورشید و در شب بصورت ستاره ای قرمز و درخشان دیده می شود .

نیبیرو در تاریخ 21 دسامبر 2012 در نزدیکترین فاصله با خورشید یعنی 3.0  مقیاس نجومی قرار می گیرد  . در این حالت بیشترین کشش و جاذبه بین UB 313  و خورشید ایجاد می شود و UB 313  به اندازه و حجم ماه و درخشنده و سرخ رنگ در آسمان دیده می شود . در این وضعیت که شدیدترین اثرات UB 313  بر روی زمین است ، احتمال سقوط و برخورد شهابسنگ های بزرگ با زمین و زلزله های شدید همراه باتسونامی و  آتشفشانهای عظیم را به همراه خواهد داشت. و علت آن تاثیر جاذبه UB 313  (نیبیرو)  بر هسته آهنی زمین و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین است که فشار شدیدی بر روی پوسته زمین وارد آورده و منجر به زلزله های شدید و خروج مواد مذاب از آتشفشانها خواهد شد. در این تاریخ که بسیاری آن را پایان جهان می خوانند UB 313  (نیبیرو)  در یک سطح با خورشید و زمین و تقریبا سایر سیارت منظومه شمسی قرار می گیرد و احتمال دارد موجب توقف حرکت زمین برای مدتی چند ساعته گردد و تا حین دور شدن از زمین چرخش معکوس زمین را به دنبال داشته باشد . هنگامی که UB 313  (نیبیرو)  در مدار خود از زمین دور می شود زمین به حرکت عادی خود باز می گردد .

دانشمندان ناسا متوجه شدند که UB 313  اصواتی عجیب از خود تولید می کند و با استفاده از رادیوتلسکوپ های پیشرفته صدای تولید شده از UB 313  را ضبط نمایند و عجیب تر آنکه صدای این جرم آسمانی از فاصله دور شبیه صدای تپش قلب و از فاصله ای نزدیک همانند صدای کوبیدن دو جسم هم می باشد یا به عبارت بهتر مثل صدای کوبیدن در.

دکتر زغلول نجار در یکی از برنامه های خود ضمن تفسیر سوره طارق به این صدای عجیب UB 313  اشاره کرده و گفت که تفسیر طارق که در قرآن مجید از آن یاد شده و نیز به  آن نجم ثاقب هم گفته شده همین ستاره UB 313  است و این کشف علمی نشان دیگری از معجزه قرآن مجید است که چگونه یک ستاره نوترونی را با لفظ " طارق" یعنی "کوبنده " به معنای کوبیدن دو شیء بر هم از ستارگان و سیارات دیگر مثل خورشید جدا کرده و به آن لقب طارق و نجم ثاقب  یعنی نفوذ و رخنه کننده داده است. دکتر زغلول نجار ثاقب را در این آیه ، نفوذ و رسوخ صدای این سیاره و رسیدن آن به ما از فاصله دور تفسیر نموده است.

تفسیر سوره طارق:   اى انسان بنگر از چه آفریده شده اى ؟!
این سوره نیز همچون بسیارى دیگر از سوره هاى جزء آخر قرآن ، با سوگندهاى زیبا و اندیشه برانگیزى آغاز مى شود، سوگندهایى که مقدمه اى است براى بیان یک واقعیت بزرگ .
((سوگند به آسمان و کوبنده شب ))! (و السماء و الطارق ).
((و تو نمى دانى کوبنده شب چیست ))؟! (و ما ادراک ما الطارق ).
((ستارهاى است بلند و درخشان و شکافنده تاریکها)) (النجم الثاقب ).
طارق از ماده ((طرق )) (بر وزن برق ) به معنى کوبیدن است ، و راه را از این جهت طریق گویند که با پاى رهروان کوبیده مى شود، و ((مطرقه )) به معنى پتک و چکش است که براى کوبیدن فلزات و مانند آن به کار مى رود.
و از آنجا که درهاى خانه ها را به هنگام شب مى بندند، و کسى شب وارد مى شود ناچار است در را بکوبد، به اشخاصى که در شب وارد مى شوند ((طارق )) گویند.
امیر مؤ منان على (علیه السلام ) درباره ((اشعث بن قیس )) منافق که شب هنگام به در خانه آن حضرت آمد و حلواى شیرینى با خود آورده بود که به پندار خام خویش قلب على (علیه السلام ) را به خود متوجه سازد تا در ماجرایى به نفع او حکم کند مى فرماید: و اعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفة فى وعائها: ((و از این شگفت انگیزتر داستان کسى است که شب هنگام ، در خانه را کوبید و بر ما وارد شد، در حالى که ظرف سرپوشیده پر از حلواى لذیذ با خود آورده بود)).
اما قرآن خودش در اینجا ((طارق )) را تفسیر کرده ، مى گوید: ((این مسافر شبانه ، همان ستاره درخشانى است که بر آسمان ظاهر مى شود و بقدرى بلند است که گویى مى خواهد سقف آسمان را سوراخ کند، و نورش بقدرى خیره کننده است که تاریکیها را مى شکافد و به درون چشم آدمى نفوذ مى کند (توجه داشته باشید که ((ثاقب )) از ماده ((ثقب )) به معنى سوراخ کردن است ).
در اینکه آیا منظور ستاره معینى است مانند ((ستاره ثریا)) (از نظر بلندى و دورى در آسمان ) یا ستاره زحل ، یا زهره یا شهب (از نظر روشنایى خیره کننده ) یا اشاره به همه ستارگان آسمان است ؟ تفسیرهاى متعددى در اینجا گفته شده ،ولى با توجه به این که در آیات بعد آن را به ((نجم ثاقب )) (ستاره نفوذ کننده ) تفسیر کرده است معلوم مى شود منظور هر ستاره اى نیست بلکه ستارگان درخشانى است که نور آنها پرده هاى ظلمت را مى شکافد و در چشم آدمى نفوذ مى کند.
در بعضى از روایات ((النجم الثاقب )) به ستاره ((زحل )) تفسیر شده است که از سیارات منظومه شمسى و بسیار پرفروغ و نورانى است .
این معنى از حدیثى که از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده استفاده مى شود، در آنجا که منجمى از آن حضرت سؤ ال کرد که منظور از ((ثاقب )) در کلام خدا ((النجم الثاقب )) چیست ؟
فرمود: ستاره ((زحل )) است که طلوعش در آسمان هفتمین است ، و نورش آسمانها را مى شکافد، و به آسمان پایین مى رسد، لذا خداوند آن را ((نجم ثاقب )) نامیده است .
قابل توجه اینکه زحل آخرین و دورترین ستاره منظومه شمسى است که با چشم غیر مسلح دیده مى شود، و از آنجا که از نظر ترتیب بندى کواکب منظومه شمسى نسبت به خورشید در هفتمین مدار قرار گرفته (با محاسبه مدار ماه ) امام (علیه السلام ) در این حدیث مدار آن را آسمان هفتم شمرده است .
این ستاره ویژگیهایى دارد که آن را شایسته سوگند مى کند، از یک سو دورترین ستارگان قابل مشاهده منظومه شمسى است ، و به همین جهت در ادبیات عرب هر چیز بلند را بدان مثال مى زنند، و گاه آن را ((شیخ النجوم )) گفته اند.
ستاره زحل که نام فارسى اش ((کیوان )) است داراى حلقه هاى نورانى متعددى است که آن را احاطه کرده ، و هشت ((قمر)) دارد، حلقه هاى نورانى زحل که گرداگرد آن را گرفته از عجیب ترین پدیده هاى آسمانى است که دانشمندان فلکى درباره آن نظرات گوناگونى دارند، و هنوز هم پدیده اى اسرارآمیز است .
بعضى معتقدند ((زحل )) ده قمر دارد که هشت عدد آن را مى توان با دوربینهاى معمولى نجومى مشاهده کرد، و دو عدد دیگر تنها با دوربینهاى بسیار عظیم قابل رؤ یت است .
البته این اسرار در آن روز که قرآن نازل شد بر کسى روشن نبود، بعدها با گذشت قرنها آشکار گشت .
اما به هر حال تفسیر نجم ثاقب به خصوص ستاره ((زحل )) ممکن است از قبیل بیان یک مصداق روشن باشد، و منافاتى با تفسیر آن به دیگر ستارگان بلند و درخشان آسمان ندارد، ولى مى دانیم تفسیر مصداقى در روایات ما بسیار است .
در آیه 10 سوره صافات مى خوانیم ! الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب : ((مگر کسى که در لحظه اى کوتاه براى استراق سمع به آسمان نزدیک شود که شهاب ثاقب او را تعقیب مى کند)) در این آیه ((شهاب )) توصیف به ((ثاقب )) شده است ، و از آنجا که این پدیده آسمانى از عجائب عالم آفرینش است ممکن است یکى از تفسیرهاى آیه مورد بحث باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 2 اردیبهشت1390ساعت 11:28  توسط ق  |